راز آفرينش

پيدايش هسـتی
( از دو ديدگاه )

در اينجا مرحله به مرحله بوجود آمدن زمين و موجودت زنده را هم از ديد علمی و هم از ديد آسمانی !!! بررسی خواهيم كرد. به تمام جوانهای عزيز پيشنهاد ميكنم اين دو ديدگاه را با هم مقايسه كنند و خودشان تصميم بگيرند كه كدام درست است…

بخش اول (علمی) : پيدايش زمين و موجودات زنده از نظر علمی و برخلاف مزخرفات تورات!! – رضا فاضلی
( به رقم مربوط به سالهای سپری شده دقت كنيد!! )
.

در اين فايل زمان بوجود آمدن زمين و چرخش آن حول محور فعلی و پيدايش خشكيها و بوجودآمدن آثارحيات بررسی ميشود.اين رقمها كمی (!) با آن 5765 سال ذكرشده در تورات متفاوت است اينطور نيست؟!!

.
بخش دوم(علمی) : كشف آتش و پيدايش جادوگران و شروع تكلم و زندگی اجتماعی بشراوليه – رضا فاضلی
.
در اين بخش خواهيد شنيد كه چگونه بشراوليه زندگی فردی را كنار ميگذارد و تبادلات اقتصادی و سخن گفتن چگونه آغاز ميشود و در همين راستا جادوگر ( آخوند ) قبيله پديدار ميشود و مفهوم خدا بتدريج مطرح ميشود كه ابتدا درخت يا آتش است و سپس خورشيد پرستی و ماه پرستی و ستاره پرستی شروع ميشود باز به عددو رقم سالهای سپری شده توجه كنيد چون در فايل زيرميخواهيم اين رقمها را با خزعبلات احمقانه كتابهای آسمانی مقايسه كنيم.

حال برويم ببينيم كتب آسمانی درمورد آغاز حيات چه چيزهايی فرموده اند:

طبق تورات و قرآن ، خدا يكدفعه موتورش بكار افتاد! و در عرض 6 روز خورشيد و زمين را آفريد! نويسنده احمق اين كتابها نميدانسته كه در جهان ميليونها خورشيد مثل خورشيد ما و ميلياردها كره مثل زمين ما هست و ادعا ميكند كه در آن 6 روز خداوند روشنايی كل هستی را با آفريدن خورشيد بوجود مياورد!!
حالا 6 روز را با ميلياردها سال ذكرشده در فايلهای قبلی مقايسه كنيد تا به عمق فاجعه موجوددركتابهای آسمانی پی ببريد…
بشنويد و ببينيد چه داستان مسخره ای در مورد نسل حضرت آدم گفته شده است… از دعوای هابيل و قابيل گرفته تا ازدواج فرزندان قابيل كه معلوم نيست با كدام زن ازدواج كرده اند!!! احتمالا خدا موقتا به مردها هم قدرت حاملگی داده بوده يا شايد هم خدای‌تبارك و تعالی يك سری از فرشتگانش را برای جماع با قابيل و فرزندانش جفت و جوركرده !! ولی فرض منطقی اينستكه بعلت نبودن زن ، اين فرزندان پيامبر ناچار شدند بقول خمينی ِ رذل با حيوانات وطی كنند و احتمالا نسل بشر زاييده وطی اين حضرات با ميمونهای ماده بوده است!!!
.
درحاليكه داريد ميشنويد و ميخنديد به اين هم فكركنيد كه اين حرفهای بی سروته حرفهای خداست! آيا ميتوان چنين خدای ابلهی را پرستيد؟؟
با اين توصيف تورات، عكس زير منطقی بنظر ميرسد چون با اين سن و سالهای حدود 800 سال كه اين طايفه داشته اند قاعدتا آدم و حوا توانسته اند تا چندنسل بعداز خودرا هم ببينند و اين عكس خانوادگی هم احتمالا در زمان 600 سالگی آدم و حوا گرفته شده است و باتوجه به اينكه آدم بيش از 900 سال عمركرد پس در زمان گرفتن اين عكس هنوزدرعنفوان جوانی بوده است!!!!!

بخش ششم (آسمانی) : ماجرای نوح و ايرادهای زمين شناسی و اشتباهات رياضی در محاسبه تعداد روزها رضا فاضلی
( به نكات خنده داراين ماجرا و محاسبات زيركانه آقای فاضلی دقت كنيد… بسيار جالب است )
.

دراين فايل ضمن بيان متن تورات، اشتباهات فاحش رياضی ،با محاسبات دقيق بيان شده است.

در اينجا گويا اين خدای بدبخت ذليل يك ماشين حساب هم نداشته كه بتواند درست حساب و كتاب كند!! شايد هم خدا در آن موقع بيسواد بوده و جمع و ضرب سرش نميشده!! (هرچی باشه علم اون موقع زياد پيشرفت نكرده بود و ماشين حساب اختراع نشده بود كه خدا بتونه ازش استفاده كنه!!)

بخش هفتم (آسمانی) : پيدايش موسی و دروغهای شاخدار مربوطه!! در تورات – رضافاضلی
خب نظرتان چيست؟ از اينهمه معنويت لذت برديد؟ يادتان باشد تورات درواقع مبدا همه كتابهای آسمانی است و قرآن هم از روی آن اقتباس شده و در اين مورد قبلا توضيح داده ام. بهمين دليل بود كه تمركز اين پست بر روی تورات بوده است.
بنظر شما اين مزخرفات ميتواند از آسمان آمده باشد؟ آيا غير از اينستكه فقط از يك مغز ناآگاه چنين چرندياتی ميتواند آمده باشد؟ در پايان ببينيم نظر يك مسلمان متعصب و در عين حال تحصيل كرده در اين مورد چيست:
.

21 پاسخ to “راز آفرينش”

  1. webialist Says:

    salam,khasteh nabashin.etefaghi be einja residam,fekr konam mah ha tool mikesheh ke kol weblogetoon ra bekhoonam…omidvaram nadanesteh ha ra badesh bedanam!

    movafagh bashin.

  2. na Says:

    با درود فراوان,
    کافيه يه نگاهي به ريخت احمدي نژاد بندازي ا ونوقت متوجه ميشي که اين جانور نه مادرش حوا بوده و نه پدرش «آدم» بوده.
    ترکيبي از بوزينه و انتر بيشتر قابل قبوله.

  3. Mani Says:

    webialistخوش اومدی عزيزم
    اختيار داری دوست گلم . من خودم از شماها ياد ميگيرم. اميدوارم كه از راهنماييهای شما بهره مند بشوم.
    وجود تو و امثال تو باعث افتخارجامعه ايرانيان است و باعث انرژي گرفتن من.

  4. Anonymous Says:

    مانی جان سلام
    باز که موتورت روشن شد!
    این مقاله جالب را برایت و همچنین نوید جوشی آوردهام تا ببینی که جعل کننده گان حدیث چه بر سر دین آوردهاند که شما ها از آنان علیه دین سو استفاده می کنید. این مقاله را از سایت http://www.pasokhgoo.ir
    بر داشته ام.
    آیا واقعا مادر امام سجاد (ع) ایرانی و دختر یزدگرد ساسانی است ؟
    با رجوع به منابع مختلف شیعه و سنى درمى‏یابیم که از میان ائمه شیعى بیشترین اختلاف د رباره نام مادر امام سجاد(ع) وجود دارد تا جایى‏که برخى از محققان با استفاده از منابع مختلف چهارده نام(1)و برخى دیگر تا شانزده‏(2).نام براى مادر آن حضرت(ع) ذکر کرده‏اند(3).مجموع این نام‏ها چنین است:
    1. شهربانو، 2. شهربانویه، 3. شاه زنان، 4. جهان شاه، 5. شه زنان، 6. شهرناز، 7. جهان بانویه، 8. خولة، 9. برّة، 10. سلافة، 11. غزالة، 12. سلامة، 13. حرار، 14. مریم، 15. فاطمة، 16. شهربان.
    با آن که در منابع تاریخى اهل سنّت بر روى نام‏هایى چون سلافة، سلامة، غزاله بیشتر مانور داده شده است،(4).اما در منابع شیعى و به خصوص منابع روایى آنها، نام شهربانو بیشتر مشهور شده است. بنا به نوشته برخى از محققان(5).: اولین بار این نام در کتاب «بصائر الدرجات» محمد بن حسن صفار قمى (متوفى 290 ق) دیده شده است.(6) بعدها محدّث معروف شیعى یعنى کلینى (م 329 ق) روایت همین کتاب را در کتاب کافى آورد.(7).بقیه منابع یا از این دو منبع بهره گرفته و یا آن که روایاتى ضعیف و بدون سند معتبر را در نوشته‏هاى خود آورده‏اند.(8)
    در این روایت چنین آمده است:
    «چون دختر یزدگرد را نزد عمر آوردند، دوشیزگان مدینه براى تماشاى او سر مى‏کشیدند و چون وارد مسجد شد، مسجد از پرتوش درخشان گشت. عمر به او نگریست، دختر رخسار خود را پوشید و گفت: اف بیروج بادا هرمز (واى، روزگار هرمز سیاه شود)! عمر گفت: این دختر مرا ناسزا مى‏گوید و بدو متوجه شد! امیرالمؤمنین(ع) به عمر فرمود: تو این حق را ندارى که به او آسیبی برسانی، به او اختیار ده که خودش مردى از مسلمانان را انتخاب کند و در سهم غنیمتش حساب کن. عمر به او اختیار داد. دخترآمد و دست خود را روى سر حسین(ع) گذاشت. امیرالمؤمنین على(ع) به او فرمود: نام تو چیست؟ گفت: جهان شاه. حضرت فرمود: بلکه شهربانویه باشد.
    سپس به حسین(ع) فرمود: اى اباعبدالله! از این دختر بهترین شخص روى زمین براى تو متولد مى‏شود و على بن حسین(ع) از او متولد گشت. آن حضرت را ابن الخیرتین (پسر دو برگزیده) مى‏گفتند؛ زیرا برگزیده خدا از عرب «هاشم» بود و از عجم «فارسى».(9)
    این روایت از دو جهت سند و متن محل بحث واقع شده است. از جهت سند در آن افرادى مانند ابراهیم بن اسحاق احمر(10) و عمرو بن شمر وجود دارند که متهم به غلو شده و از سوى علمای شیعه مورد تأیید واقع نشده‏اند.(11)
    اما از جهت متن اشکالاتی دارد بدین شرح :
    – اسارت دخترى از یزدگرد، به شدّت محل تردید است.
    – اسارت چنین دخترى در زمان عمر و به ازدواج امام حسین(ع) درآمدن در این زمان نیز غیرقابل قبول است.
    – در هیچ‏یک از منابع معتبر شیعى به جز این روایت، لقبى با عنوان «ابن الخیرتین» براى امام سجاد(ع) نقل نشده است.
    آیا در این جا نمى‏توان نوعى ایرانى‏گرایى افراطى را دید که به خیال خود به جهت پیوند خوردن نسل ساسانیان با نسل پیامبر(ص) در امام سجاد(ع)، خواسته‏اند آن حضرت(ع) را به عنوان «خیر اهل الارض» معرفى کنند؟
    این‏گونه نقدها بر گزارش‏هاى حاوى نام شهربانو باعث مى‏شود تا این گزارش‏ها را از ساحت ائمه(ع) به دور و آن را ساخته دست حدیث‏پردازان بدانیم و نام شهربانو را براى مادر آن حضرت(ع) نفى کنیم.
    درباره نَسَب مادر امام سجاد(ع) نیز منابع متقدم تاریخى و روایى دچار اختلاف گشته‏اند. برخى مانند یعقوبى (متوفى 284 ق)(12) ، محمد بن حسن قمی(13) ، کلینى (متوفى 329 ق)(14) ، محمد بن حسن صفار قمى (متوفى 290 ق) علامه مجلسی(15) ، شیخ صدوق (متوفى 381 ق)(16) و شیخ مفید (متوفى 413 ق)(16) او را دختر یزدگرد دانسته‏اند، هر چند در نام او اتفاق نظر ندارند.
    این نَسَب تقریباً در میان منابع متأخر به عنوان یک شهرت فراگیر جاى خود را باز کرده است؛ به گونه‏اى که میدان اظهار وجود براى دیدگاه‏هاى مخالف نگذاشته است.(17)
    در مقابل این قول، برخى از منابع متقدم و متأخر دیدگاه‏هاى دیگرى مانند سیستانى ، سِندى ، و یاکابلى بودن او را متذکر شده و بسیارى از منابع بدون ذکر محل اسارت او، تنها با عنوان «امّ ولد» (کنیز صاحب فرزند) از او یاد کرده‏اند. (18)برخى نام‏هاى بزرگان ایرانى هم چون سبحان، سنجان، نوشجان و شیرویه را به عنوان پدر او ذکر کرده‏اند.(19)
    براى نقد و بررسى این نَسَب نمى‏توانیم به بحث‏هاى سندى این گزارش‏ها تکیه کنیم؛ زیرا هیچ‏یک از اقوال داراى سند مستحکمى نیست. علاوه بر آن که بیشتر کتاب‏هاى تاریخى همانند تاریخ یعقوبى، مطالب خود را بدون ذکر اسناد نقل مى‏کنند.
    بنابراین باید فقط از راه محتوا به بررسى آن ها پرداخت که در این راستا اشکالات زیر خود را نشان مى‏دهد:
    1. مهم‏ترین اشکال اختلاف این گزارش‏ها در ذکر نام او است که منابع مختلف پیش گفته اسامى گوناگونى همانند شهربانو، سلاخه، غزاله براى او نقل کرده‏اند. و این نشان مى‏دهد که این مطالب، سازندگان مختلف با انگیزه‏هاى یکسانى داشته است که همان تعصب ایرانى‏گرى وارتباط دادن میان ایرانیان و امامان(ع) از راه نَسَب بوده است تا به خیال خود فره ایزدى را از ساسانیان به امامان شیعه منتقل سازند.
    2. اختلاف این گزارش‏ها در زمان اسارت او نیز یکى دیگر از اشکالات است که برخى آن را در زمان عمر، برخى دیگر در زمان عثمان و برخى مانند شیخ مفید آن را در زمان خلافت حضرت على(ع) دانسته‏اند.( 20)
    3. اصولاً کتاب هایى مانند تاریخ طبرى و الکامل ابن اثیر که به صورت سال‏شمار جنگ‏هاى مسلمانان با ایرانیان را تعقیب کرده و مسیر فرار یزدگرد را به شهرهاى مختلف ایران نشان داده‏اند، در هیچ موردى به ذکر اسارت فرزندان او نمى‏پردازند؛ با آن که این مسأله، بسیار مهم‏تر از حوادث جزئى است که به آن ها اشاره شده است. این نکته جعلى بودن گزارش اسارت دختران یزدگرد را تقویت مى‏کند.
    4. برخى از نویسندگان متقدم همانند مسعودى، هنگام ذکر فرزندان یزدگرد سوم، دخترانى با نام‏هاى ادرک، شاهین و مردآوند براى او ذکر مى‏کنند که اولاً با هیچ‏یک از نام‏هایى که براى مادر امام سجاد(ع) گفته شده، هماهنگى ندارد و ثانیاً خبرى از اسارت آن ها در تمام نوشته‏هاى خود به میان نمى‏آورد.(21)
    5. از مهم‏ترین اسناد تاریخى که مى‏توان درباره مادر امام سجاد(ع) به آن استناد کرد، نامه‏هاى منصور به محمد بن عبدالله معروف به «نفس زکیه» است که رهبرى مخالفان طالبى (اولاد ابوطالب) را در مدینه بر عهده داشت و همیشه میان او و منصور نزاع و درگیرى بود.
    در یکى از این نامه‏ها که منصور قصد ردّ ادعاهاى محمد مبنى بر افتخاریه نَسَب خود را داده چنین مى‏نگارد: «ما وُلِدَ فیکم بعد وفاة رسول الله(ص) افضل من على بن الحسین و هو لِاُم ولد».(22) یعنی، بعد از رحلت پیامبر خدا(ص)در میان شما شخصیتى برتر از على بن حسین (امام سجاد(ع)) ظهور نکرده، در حالى‏که او فرزند ام ولد (کنیز داراى فرزند) بود.
    جالب آن است که هیچ اعتراضى – نه از سوى محمد و نه از سوى دیگران – به این فقره شنیده نمى‏شود که على بن حسین(ع) فرزند کنیز نبود؛ بلکه فرزند شاهزاده‏اى ایرانى بود! در حالى‏که اگر این داستان واقعیت داشت، حتماً محمد بن عبدالله براى پاسخ دادن، به آن استناد مى‏کرد.
    مجموعه این قرینه‏ها ما را به این نتیجه مى‏رساند که دست جعل در ساختن مادرى ایرانى با این اوصاف براى امام سجاد(ع) دخالت داشته و عمداً دیدگاه‏هاى دیگر درباره مادر آن حضرت(ع) – بویژه دیدگاه‏هایى که او را از کنیزکان بلاد دیگر همانند سند مى‏داند – نادیده گرفته است. در حالى‏که تا قبل از اواخر قرن سوم بیشتر ناقلان، او را از کنیزان سِند یا کابل مى‏دانستند.(22) بدینسان اظهار نظر قطعی در باره ایرانی بودن امام سجادمشکل و دلا یل وقراین خلاف آن را اثبات می نماید . اگر چه مشهور آن است مه شهر بانوی دختر یزگرد همسر امام سجاد (ع) می باشد وعلت شهرت آن می تواند پیوند نسل ایرانی به بنی هاشم وخاندان پیامبر وهم چنین حضور ایرانیان در کر بلا باشد بدین معنا که هم مادر امام سجاد وهم خود حضرت در کر بلا حضور داشته واین افتخار بزر گ برای ایرانیان است .همچنین وجود بارگاه منتسب به شهر بانو در شاه عبد العظیم می تواند موجب این شهرت باشد وحال آنکه در این باره باید بگوییم که تقریباً تمام منابع متقدم شیعى – که به زندگانى مادر امام سجاد(ع) پس از اسارت پرداخته‏اند – چنین نگاشته‏اند: او در هنگام تولد امام(ع) در همان حالت نفاس از دنیا رفت.(23) و نیز چنین گفته‏اند: یکى از کنیزان حضرت على(ع) به عنوان دایه به بزرگ کردن او پرداخت و مردم خیال مى‏کردند که او مادر امام(ع) است و بعد از آنکه آن حضرت او را شوهر داد، فهمیدند که او دایه امام(ع) بود، نه مادر او.(24)
    بنابراین، قطعاً از دیدگاه منابع معتبر، حضور مادر امام(ع) در کربلا منتفى است؛ حال با هر نام و نسبى که مى‏خواهد باشد.
    از مطالب قبل و اثبات عدم حیات مادر امام بعد از تولد امام(ع) خود به خود این موضوع روشن مى‏شود. هم چنین از سوى محققان معاصر با دلایل قطعى ثابت شده است که بقعه بى‏بى شهربانو – که در کوهستان شرق رى معروف به کوه بى‏بى شهربانو پدیدار است – هیچ ربطى با مادر امام(ع) ندارد و بنایى است که در قرون بعدى ساخته شده است. چنان‏که تاریخ ساخت صندوق منبت کارى آن سال 888 ق را نشان مى‏دهد و درب منبت کارى آن کار عهد صفوى است و الحاقاتى از هنر دوره قاجاریه دارد.(25)
    عدم ذکر چنین بقعه‏اى در آثار شیخ صدوق – که خود سالیان دراز در رى مى‏زیسته و به آن آشنایى کامل داشته – مؤید دیگرى بر عدم وجود این بقعه در قرن چهارم و در زمان شیخ صدوق (متوفى 381 ق) است.
    دیگر نویسندگانى هم که به ذکر احوال عبدالعظیم حسنى و شخصیت‏هاى بزرگ مدفون در رى پرداخته‏اند، نامى از چنین بقعه‏اى نبرده‏اند.
    این احتمال وجود دارد که در قرون بعدى زنى پارسا با نام شهربانو در این مکان دفن شده و با گذشت سالیان، مردمان آن سامان او را با مادر امام سجاد(ع) – که در آن زمان مشهور به شهر بانو بوده – اشتباه گرفته‏اند و یا برخى این اشتباه را در زبان مردم انداخته و با انگیزه‏هایى به تقویت آن پرداخته‏اند.(26)
    پی نوشت=
    1- ملاآقا دربندى، اکسیر العبادات فى اسرار الشهادات، ج 3، ص 110.
    2- همان.
    3- شهیدى، سیدجعفر، زندگانى على بن الحسین(ع).
    4- ‏زندگانى على بن الحسین(ع)، ص 10 و 11.
    5- مقاله «حول السیدة شهربانو» نوشته شیخ محمد هادى یوسفى، مندرج در مجله رسالة الحسین(ع)، سال اوّل، شماره دوّم، ربیع‏الاول 1412
    6-.بحارالانوار، ج 46، ص 8-13
    7-: افتخارزاده، محمودرضا، شعوبیه ناسیونالیسم ایران، ص‏305 که از منابعى چون انساب الاشراف بلاذرى، طبقات ابن‏سعد، المعارف ابن‏قتیبه دینورى و الکامل مبرّد اسامى فوق را نقل مى‏کند
    8- ‏شهیدى، زندگانى على بن الحسین(ع)، ص 12
    9- بحارالانوار، ج 46، ص 9، ح 20.
    10 – اصول کافى، ج 2، ص 369
    11- شعوبیه ناسیونالیسم ایرانى، ص 289-337.
    12- با استفاده از ترجمه حاج سید جواد مصطفوى (اصول کافى، ج 2، ص 369).
    13 – آیت الله خویى، معجم رجال الحدیث، ج 1، ص 202 و ج 13، ص 106.
    14- همان.
    15- تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 303.
    16 -‏تاریخ قم، ص 195
    17- اصول کافى، ج 2، ص 369.
    18- بحارالانوار، ج 46، ص 9
    19- عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 128
    20- الارشاد، ص 492
    21- زندگانى على ابن الحسین(ع)، ص 12.
    22- شعوبیه، ص 305.
    23- حول السیدة شهربانو، ص 28.
    24- شعوبیه، ص 324.
    25- همان، ص 304.
    26- الکامل فى التاریخ، ج 2، ص 570.
    این توبا رجوع به منابع مختلف شیعه و سنى درمى‏یابیم که از میان ائمه شیعى بیشترین اختلاف د رباره نام مادر امام سجاد(ع) وجود دارد تا جایى‏که برخى از محققان با استفاده از منابع مختلف چهارده نام(1)و برخى دیگر تا شانزده‏(2).نام براى مادر آن حضرت(ع) ذکر کرده‏اند(3).مجموع این نام‏ها چنین است:
    1. شهربانو، 2. شهربانویه، 3. شاه زنان، 4. جهان شاه، 5. شه زنان، 6. شهرناز، 7. جهان بانویه، 8. خولة، 9. برّة، 10. سلافة، 11. غزالة، 12. سلامة، 13. حرار، 14. مریم، 15. فاطمة، 16. شهربان.
    با آن که در منابع تاریخى اهل سنّت بر روى نام‏هایى چون سلافة، سلامة، غزاله بیشتر مانور داده شده است،(4).اما در منابع شیعى و به خصوص منابع روایى آنها، نام شهربانو بیشتر مشهور شده است. بنا به نوشته برخى از محققان(5).: اولین بار این نام در کتاب «بصائر الدرجات» محمد بن حسن صفار قمى (متوفى 290 ق) دیده شده است.(6) بعدها محدّث معروف شیعى یعنى کلینى (م 329 ق) روایت همین کتاب را در کتاب کافى آورد.(7).بقیه منابع یا از این دو منبع بهره گرفته و یا آن که روایاتى ضعیف و بدون سند معتبر را در نوشته‏هاى خود آورده‏اند.(8)
    در این روایت چنین آمده است:
    «چون دختر یزدگرد را نزد عمر آوردند، دوشیزگان مدینه براى تماشاى او سر مى‏کشیدند و چون وارد مسجد شد، مسجد از پرتوش درخشان گشت. عمر به او نگریست، دختر رخسار خود را پوشید و گفت: اف بیروج بادا هرمز (واى، روزگار هرمز سیاه شود)! عمر گفت: این دختر مرا ناسزا مى‏گوید و بدو متوجه شد! امیرالمؤمنین(ع) به عمر فرمود: تو این حق را ندارى که به او آسیبی برسانی، به او اختیار ده که خودش مردى از مسلمانان را انتخاب کند و در سهم غنیمتش حساب کن. عمر به او اختیار داد. دخترآمد و دست خود را روى سر حسین(ع) گذاشت. امیرالمؤمنین على(ع) به او فرمود: نام تو چیست؟ گفت: جهان شاه. حضرت فرمود: بلکه شهربانویه باشد.
    سپس به حسین(ع) فرمود: اى اباعبدالله! از این دختر بهترین شخص روى زمین براى تو متولد مى‏شود و على بن حسین(ع) از او متولد گشت. آن حضرت را ابن الخیرتین (پسر دو برگزیده) مى‏گفتند؛ زیرا برگزیده خدا از عرب «هاشم» بود و از عجم «فارسى».(9)
    این روایت از دو جهت سند و متن محل بحث واقع شده است. از جهت سند در آن افرادى مانند ابراهیم بن اسحاق احمر(10) و عمرو بن شمر وجود دارند که متهم به غلو شده و از سوى علمای شیعه مورد تأیید واقع نشده‏اند.(11)
    اما از جهت متن اشکالاتی دارد بدین شرح :
    – اسارت دخترى از یزدگرد، به شدّت محل تردید است.
    – اسارت چنین دخترى در زمان عمر و به ازدواج امام حسین(ع) درآمدن در این زمان نیز غیرقابل قبول است.
    – در هیچ‏یک از منابع معتبر شیعى به جز این روایت، لقبى با عنوان «ابن الخیرتین» براى امام سجاد(ع) نقل نشده است.
    آیا در این جا نمى‏توان نوعى ایرانى‏گرایى افراطى را دید که به خیال خود به جهت پیوند خوردن نسل ساسانیان با نسل پیامبر(ص) در امام سجاد(ع)، خواسته‏اند آن حضرت(ع) را به عنوان «خیر اهل الارض» معرفى کنند؟
    این‏گونه نقدها بر گزارش‏هاى حاوى نام شهربانو باعث مى‏شود تا این گزارش‏ها را از ساحت ائمه(ع) به دور و آن را ساخته دست حدیث‏پردازان بدانیم و نام شهربانو را براى مادر آن حضرت(ع) نفى کنیم.
    درباره نَسَب مادر امام سجاد(ع) نیز منابع متقدم تاریخى و روایى دچار اختلاف گشته‏اند. برخى مانند یعقوبى (متوفى 284 ق)(12) ، محمد بن حسن قمی(13) ، کلینى (متوفى 329 ق)(14) ، محمد بن حسن صفار قمى (متوفى 290 ق) علامه مجلسی(15) ، شیخ صدوق (متوفى 381 ق)(16) و شیخ مفید (متوفى 413 ق)(16) او را دختر یزدگرد دانسته‏اند، هر چند در نام او اتفاق نظر ندارند.
    این نَسَب تقریباً در میان منابع متأخر به عنوان یک شهرت فراگیر جاى خود را باز کرده است؛ به گونه‏اى که میدان اظهار وجود براى دیدگاه‏هاى مخالف نگذاشته است.(17)
    در مقابل این قول، برخى از منابع متقدم و متأخر دیدگاه‏هاى دیگرى مانند سیستانى ، سِندى ، و یاکابلى بودن او را متذکر شده و بسیارى از منابع بدون ذکر محل اسارت او، تنها با عنوان «امّ ولد» (کنیز صاحب فرزند) از او یاد کرده‏اند. (18)برخى نام‏هاى بزرگان ایرانى هم چون سبحان، سنجان، نوشجان و شیرویه را به عنوان پدر او ذکر کرده‏اند.(19)
    براى نقد و بررسى این نَسَب نمى‏توانیم به بحث‏هاى سندى این گزارش‏ها تکیه کنیم؛ زیرا هیچ‏یک از اقوال داراى سند مستحکمى نیست. علاوه بر آن که بیشتر کتاب‏هاى تاریخى همانند تاریخ یعقوبى، مطالب خود را بدون ذکر اسناد نقل مى‏کنند.
    بنابراین باید فقط از راه محتوا به بررسى آن ها پرداخت که در این راستا اشکالات زیر خود را نشان مى‏دهد:
    1. مهم‏ترین اشکال اختلاف این گزارش‏ها در ذکر نام او است که منابع مختلف پیش گفته اسامى گوناگونى همانند شهربانو، سلاخه، غزاله براى او نقل کرده‏اند. و این نشان مى‏دهد که این مطالب، سازندگان مختلف با انگیزه‏هاى یکسانى داشته است که همان تعصب ایرانى‏گرى وارتباط دادن میان ایرانیان و امامان(ع) از راه نَسَب بوده است تا به خیال خود فره ایزدى را از ساسانیان به امامان شیعه منتقل سازند.
    2. اختلاف این گزارش‏ها در زمان اسارت او نیز یکى دیگر از اشکالات است که برخى آن را در زمان عمر، برخى دیگر در زمان عثمان و برخى مانند شیخ مفید آن را در زمان خلافت حضرت على(ع) دانسته‏اند.( 20)
    3. اصولاً کتاب هایى مانند تاریخ طبرى و الکامل ابن اثیر که به صورت سال‏شمار جنگ‏هاى مسلمانان با ایرانیان را تعقیب کرده و مسیر فرار یزدگرد را به شهرهاى مختلف ایران نشان داده‏اند، در هیچ موردى به ذکر اسارت فرزندان او نمى‏پردازند؛ با آن که این مسأله، بسیار مهم‏تر از حوادث جزئى است که به آن ها اشاره شده است. این نکته جعلى بودن گزارش اسارت دختران یزدگرد را تقویت مى‏کند.
    4. برخى از نویسندگان متقدم همانند مسعودى، هنگام ذکر فرزندان یزدگرد سوم، دخترانى با نام‏هاى ادرک، شاهین و مردآوند براى او ذکر مى‏کنند که اولاً با هیچ‏یک از نام‏هایى که براى مادر امام سجاد(ع) گفته شده، هماهنگى ندارد و ثانیاً خبرى از اسارت آن ها در تمام نوشته‏هاى خود به میان نمى‏آورد.(21)
    5. از مهم‏ترین اسناد تاریخى که مى‏توان درباره مادر امام سجاد(ع) به آن استناد کرد، نامه‏هاى منصور به محمد بن عبدالله معروف به «نفس زکیه» است که رهبرى مخالفان طالبى (اولاد ابوطالب) را در مدینه بر عهده داشت و همیشه میان او و منصور نزاع و درگیرى بود.
    در یکى از این نامه‏ها که منصور قصد ردّ ادعاهاى محمد مبنى بر افتخاریه نَسَب خود را داده چنین مى‏نگارد: «ما وُلِدَ فیکم بعد وفاة رسول الله(ص) افضل من على بن الحسین و هو لِاُم ولد».(22) یعنی، بعد از رحلت پیامبر خدا(ص)در میان شما شخصیتى برتر از على بن حسین (امام سجاد(ع)) ظهور نکرده، در حالى‏که او فرزند ام ولد (کنیز داراى فرزند) بود.
    جالب آن است که هیچ اعتراضى – نه از سوى محمد و نه از سوى دیگران – به این فقره شنیده نمى‏شود که على بن حسین(ع) فرزند کنیز نبود؛ بلکه فرزند شاهزاده‏اى ایرانى بود! در حالى‏که اگر این داستان واقعیت داشت، حتماً محمد بن عبدالله براى پاسخ دادن، به آن استناد مى‏کرد.
    مجموعه این قرینه‏ها ما را به این نتیجه مى‏رساند که دست جعل در ساختن مادرى ایرانى با این اوصاف براى امام سجاد(ع) دخالت داشته و عمداً دیدگاه‏هاى دیگر درباره مادر آن حضرت(ع) – بویژه دیدگاه‏هایى که او را از کنیزکان بلاد دیگر همانند سند مى‏داند – نادیده گرفته است. در حالى‏که تا قبل از اواخر قرن سوم بیشتر ناقلان، او را از کنیزان سِند یا کابل مى‏دانستند.(22) بدینسان اظهار نظر قطعی در باره ایرانی بودن امام سجادمشکل و دلا یل وقراین خلاف آن را اثبات می نماید . اگر چه مشهور آن است مه شهر بانوی دختر یزگرد همسر امام سجاد (ع) می باشد وعلت شهرت آن می تواند پیوند نسل ایرانی به بنی هاشم وخاندان پیامبر وهم چنین حضور ایرانیان در کر بلا باشد بدین معنا که هم مادر امام سجاد وهم خود حضرت در کر بلا حضور داشته واین افتخار بزر گ برای ایرانیان است .همچنین وجود بارگاه منتسب به شهر بانو در شاه عبد العظیم می تواند موجب این شهرت باشد وحال آنکه در این باره باید بگوییم که تقریباً تمام منابع متقدم شیعى – که به زندگانى مادر امام سجاد(ع) پس از اسارت پرداخته‏اند – چنین نگاشته‏اند: او در هنگام تولد امام(ع) در همان حالت نفاس از دنیا رفت.(23) و نیز چنین گفته‏اند: یکى از کنیزان حضرت على(ع) به عنوان دایه به بزرگ کردن او پرداخت و مردم خیال مى‏کردند که او مادر امام(ع) است و بعد از آنکه آن حضرت او را شوهر داد، فهمیدند که او دایه امام(ع) بود، نه مادر او.(24)
    بنابراین، قطعاً از دیدگاه منابع معتبر، حضور مادر امام(ع) در کربلا منتفى است؛ حال با هر نام و نسبى که مى‏خواهد باشد.
    از مطالب قبل و اثبات عدم حیات مادر امام بعد از تولد امام(ع) خود به خود این موضوع روشن مى‏شود. هم چنین از سوى محققان معاصر با دلایل قطعى ثابت شده است که بقعه بى‏بى شهربانو – که در کوهستان شرق رى معروف به کوه بى‏بى شهربانو پدیدار است – هیچ ربطى با مادر امام(ع) ندارد و بنایى است که در قرون بعدى ساخته شده است. چنان‏که تاریخ ساخت صندوق منبت کارى آن سال 888 ق را نشان مى‏دهد و درب منبت کارى آن کار عهد صفوى است و الحاقاتى از هنر دوره قاجاریه دارد.(25)
    عدم ذکر چنین بقعه‏اى در آثار شیخ صدوق – که خود سالیان دراز در رى مى‏زیسته و به آن آشنایى کامل داشته – مؤید دیگرى بر عدم وجود این بقعه در قرن چهارم و در زمان شیخ صدوق (متوفى 381 ق) است.
    دیگر نویسندگانى هم که به ذکر احوال عبدالعظیم حسنى و شخصیت‏هاى بزرگ مدفون در رى پرداخته‏اند، نامى از چنین بقعه‏اى نبرده‏اند.
    این احتمال وجود دارد که در قرون بعدى زنى پارسا با نام شهربانو در این مکان دفن شده و با گذشت سالیان، مردمان آن سامان او را با مادر امام سجاد(ع) – که در آن زمان مشهور به شهر بانو بوده – اشتباه گرفته‏اند و یا برخى این اشتباه را در زبان مردم انداخته و با انگیزه‏هایى به تقویت آن پرداخته‏اند.(26)
    پی نوشت=
    1- ملاآقا دربندى، اکسیر العبادات فى اسرار الشهادات، ج 3، ص 110.
    2- همان.
    3- شهیدى، سیدجعفر، زندگانى على بن الحسین(ع).
    4- ‏زندگانى على بن الحسین(ع)، ص 10 و 11.
    5- مقاله «حول السیدة شهربانو» نوشته شیخ محمد هادى یوسفى، مندرج در مجله رسالة الحسین(ع)، سال اوّل، شماره دوّم، ربیع‏الاول 1412
    6-.بحارالانوار، ج 46، ص 8-13
    7-: افتخارزاده، محمودرضا، شعوبیه ناسیونالیسم ایران، ص‏305 که از منابعى چون انساب الاشراف بلاذرى، طبقات ابن‏سعد، المعارف ابن‏قتیبه دینورى و الکامل مبرّد اسامى فوق را نقل مى‏کند
    8- ‏شهیدى، زندگانى على بن الحسین(ع)، ص 12
    9- بحارالانوار، ج 46، ص 9، ح 20.
    10 – اصول کافى، ج 2، ص 369
    11- شعوبیه ناسیونالیسم ایرانى، ص 289-337.
    12- با استفاده از ترجمه حاج سید جواد مصطفوى (اصول کافى، ج 2، ص 369).
    13 – آیت الله خویى، معجم رجال الحدیث، ج 1، ص 202 و ج 13، ص 106.
    14- همان.
    15- تاریخ یعقوبى، ج 2، ص 303.
    16 -‏تاریخ قم، ص 195
    17- اصول کافى، ج 2، ص 369.
    18- بحارالانوار، ج 46، ص 9
    19- عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 128
    20- الارشاد، ص 492
    21- زندگانى على ابن الحسین(ع)، ص 12.
    22- شعوبیه، ص 305.
    23- حول السیدة شهربانو، ص 28.
    24- شعوبیه، ص 324.
    25- همان، ص 304.
    26- الکامل فى التاریخ، ج 2، ص 570.
    این توپخانه ات را هم کمی استراحت بده.
    سعید

  5. na Says:

    اه ,تو که سر و کله ات دوباره پيدا شد..دلم تنگ شده بود واست… اول جوب سوال آخرمو بده بعد تومار بفرست.

    مثل اينکه دل از اين سايت نمي کني?
    اينهمه اسم کتاب و وحديث نيار.. نويسنده هاي اين کتاب ها يه مشت آدم بي سواد بي شعور مذهبي متعصب هستند که يک مشت انسان با عقل ناقص رو دور و ور خودشون جمع کردند.
    من فکر ميکنم تو آدم بشو نيستي 🙂 برو نماز بخون, حوري ها منتظر تن.سر راه جند تا گردن کافر هم ببر کمي هم کشتزاري کن. ميگي دروغ ميگم تازي نامتو بخون.
    کاش خداتون دايناسور ها رو گذاشته بود اين عربها رو ميخورد که تو هم اينقدر سر در گم نميشدي. حالا جواب نده الله دايناسور ها رو کشت که ازشون نفت درست بشه تا امت اسلام پولدار بشه.

    «این توپخانه ات را هم کمی استراحت بده
    «
    تو فعلا بورو تو سنگر

  6. Anonymous Says:

    Aghaye na aziz
    man har vaght ba shoma sohbat mikonam shoma be man tuhin mikoni va fihsh midi. man fa ghat ba zaban niko ba shoma sohbat kardam. magar na inke demokrasi yani sohbat va natije giri? bashe vali az tu delkhor nistam.
    chand sual daram?
    avalin bar ki vazheye taziname ro be kar bord?
    chera tu faghat be man fahashi mikoni?
    nakoneh tu khode mani hasti vali be esme na javab midi kalak?

  7. na Says:

    آخي,دلم سوخت سعيد جون😦
    نمي خواستم فحاشي کنم,آخوند که نيستم.
    واژه ي عقل ناقص در تازي نامه اومده.
    گفتم آدم بشو نيستي چون دوباره صد تا کتاب معرفي کردي اونهم از کساني که به اسلام نميگن بالاي چشمت ابروست.
    تازي يعني عرب. تازي نامه يعني عرب نامه, يعني قرآن. اگر عربها بهش قرآن ميگن, اين دليل نيست که من هم قرآن بگم!تو هم به بايبل ميگي انجيل.
    زياد روي زبان عربي حساس نباش,مگر عربي?
    تو کاملاآزادي عقايدت رو بگي و رويش وايسي ولي از ماني عزيز انتقاد نکن که چرا موتورش دوباره روشن شد!!!اگر شوخي کردي پس من هم شوخي کردم!!
    درضمن من ازدليلهايي که مياري جوش ميزنم از اين به بعد به جاي نويد جوشي بگو نويد جوني
    :-))
    از شوخي گذشته بايد بگم ايمانت و باورت به اين چند تا تازي(عرب) آنقدر زياده که هويت ملي و فرهنگي اصيل ايراني رو از دست دادي.
    باور کن چيزي به من نميرسه اگر تو از دينت برگردي ,اگر هم برنگردي چيزي به من نميرسه فقط جوونيتو حروم خرافات نکن. اگر از بي ديني ومجازات در آخرت که تو بهش باور داري مي ترسي و اعتماد به نفست نسبت به خالقت را از دست ميدي پس در اين راه بمان گرچه حيفت هست.
    من نويد هستم و نه ماني.. تهمت نزن ,ميري تو جهنما.تازه من از ماني سراغتو گرفتم چون سوال آخرمو هنوز که هنوزه جواب ندادي.ماني گفت سعيد وفاداره دوباره مياد.در ضمن من ماني رو خيلي دوست دارم و اگر کسي بخواد بهش توهين کنه يا دستش بندازه من جواب طرف رو ميدم. ميدونم خودش بهتر ميتونه از خودش دفاع کنه ولي اين مرد چنان آقاست و ملاحضه همه رو ميکنه که من فقط ميتونم بهش افتخار کنم.حالا ميدوني جريان توپ خونه و سنگر از کجا مياد.

  8. Anonymous Says:

    navid jan
    man meliat khodam ro az dat nadadam. behet gofteh boodam ke cheghadar delbasteye keshvar va farhangam hastam. man az hich kas nemitarsam chon iman ejbari fayde nadareh. dar zemn eyde noruz nazdik ast. yek seri aks va matlab ra je be noruz jamavari kardam ke mikham dar collegemoun nasb konam chon mikham kharejiha ba noruz ma ashna beshand. vazifeye ma ast ke az farhang va tamadonemoun defa konim. dar zemen eyd nazdik ast, sale no mobarak.
    saeed

  9. na Says:

    سعيد جان
    منظورت از خارجي ها کيه?کالج?مگر خارج از کشور زندگي ميکني?
    اسم فرهنگ ايراني آوردي,اميدوارم منظورت همون فرهنگ خودمونه و نه فرهنگ اسلام. اون جاي خودشو داره!
    عمو نوروز من ,امسال تو يي و ازت عيدي مي خوام:
    عيد نوروز مال زمان قبل از اسلامه به همين دليل
    اگر بهم قول بدي سر سفره هفت سين نه قرآن و نه عکس ح.علي رو بذاري. اونوقت عيدي منو دادي. به جاش کتاب فردوسي ,خيام ,سعدي يا حافظ بذار.
    عکس پدر و مادرت يا اوني که دوسش داري بذار..استثنا:عکس ديني!
    عيد مذهبي به اندازه کافي داري!
    البته اگر با عيديم موافقي. نميخوام دستور بدم يا خودمو قاطي جشن نوروزت کنم.
    ————–
    چه عکسهايي ميخواي به ديوار کالجتون نسب کني?
    يه وقت عکس ا. رضا يا شاه چراغ و امام زاده نسب نکنيا.نوروز مال بيش از چند هزار ساله و ربطي به اينها نداره.
    ————–
    خودمونيما امروز خيلي بهت دستور دادم :-))
    ———-
    منهم بهت قول ميدم ماه محرم آدم نکشم و جنگ هم نکنم—–> ناراحت نشو شوخي کردم…

    نوروز تو هم خجسته باد و به اين خارجيها نشون بده که حداقل اجداد ما استبدادگر و زورگو نبودند وکوروش بزرگ مرد آزاده اي بود و هر سرزميني را که تصرف ميکرد,مردم آنجا را در دين و باورشان آزاد ميگذاشت.. بقيه اش رو خودت مي دوني .
    يه وقت مثل روباه مکار سه نکني و نگي که در ايران, مسلمانان و يهوديان بيش از دو هزارسال است که در کنار هم زدنگي ميکنند :-))
    خلاصه آبرومون رو که اين آخوندها دارن مي برند حفظ کن.
    خرد نگهدارت
    نويد

  10. Anonymous Says:

    ان شاء الله تعالی بعد از کنکور دوباره می آیم
    دفعه قبل مجبور شدم بخاطر کنکور سریع اتمام حجت کنم ولی بعد از کنکور وقت زیاد است
    پیامبر اسلام میفرمایند
    آموختن علم و دانش بر هر زن و مردی واجب است

  11. Anonymous Says:

    راستی یادم رفت بگم
    عید نوروز بر همه مبارکباد
    امیدوارم سال جدید سالی پر از برکت مادی و معنوی برایتان باشد.
    همان قبلی هستم

  12. Anonymous Says:

    پیامبر اسلام میفرمایند
    آموختن علم و دانش بر هر زن و مردی واجب است

    shenidam to arabessoon aabe khordani ham vared mishe che rasad be teknologie pishrafte… inha hame mivehaye goftehaye payambare islame.
    ye keshvare islami nadidam az nazare elm va danesh pishrafte bashe :-))

  13. na Says:

    دانشگاه كجاست؟

    «ريشه تمام مصيبتهايي كه تاكنون براي بشر پيش آمده از دانشگاهها بوده است… همه مصيبتهايي كه در دنيا پيدا شده از متفكرين و متخصصين دانشگاهي است… اگر به اسلام علاقه داريد بدانيد كه خطر دانشگاه از خطر بمب خوشه اي بالاتر است
    امام خميني
    «
    ديدار با اعضاي دفتر تحكيم وحدت حوزه و دانشگاه، 27 آذر 1359
    ——————————
    «ما هرچه ميكشيم از اين طبقه اي است كه ادعا ميكند دانشگاه رفته ايم و روشنفكريم و حقوقدانيم. هرچه ميكشيم از اينها است.»
    قم، 1 مرداد 1358
    امام خميني
    —————–
    «امروز بر دكترهاي كشور ثابت شده كه براي علاج ناخوشيهايي مثل تيفوس و تيفوئيد (حصبه) چاره اي جز عمل كردن به طبق دستورات يوناني نيست و علاجهاي اروپايي نميتوانند كاري به اينگونه مرضها بكنند»
    كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 280

    الله اکبر
    الله اکبر
    الله اکبر

  14. na Says:

    آيت الله مطهري هم نوروز را به تمام خانوادههاي احمق ايراني تبريک ميگويد

    http://fr.youtube.com/watch?v=kzBkdaTIRn8

  15. Anonymous Says:

    بسم الله الرحمن الرحیم
    تلویحا گفتم که بحث برای بعد از درس و کنکور
    ولی برای اینکه حالتون گرفته بشود
    پیامبر این سخن را فرموده اند که در آن هیچ ایرادی نیست ایراد در ماست
    افرادی مانند ملاصدرا و ابوریحان بیرونی و ابو علی سینا و … به آن عمل میکنند و افرادی مانند من و شما دنبال مزخرفات فاضلی میرویم و ادعای علم مداری هم میکنیم
    لطفا نگویید اینهابخاطر ایرانی بودن دانشمند شده اند و مسلمان نبوده اند و … که واقعا متوهم شناخته خواهید شد
    در ضمن بهتر است کمی در مورد تاریخ اسلام در قرون سوم تا هفتم هجری مطالعه کنید تا معنی کشور اسلامی پیشرفته را درک کنید

  16. Anonymous Says:

    صدای استاد مطهری را هم گوش کردم
    در مورد اینکه صدای خود استاد باشد شک دارم ولی به هر حال شما که ادعای مبارزه با خرافات و علم مداری را دارید باید از این سخنان خوشحال شوید مگر اینکه باور داشته باشید که پریدن از روی آتش موجب دفع بیماری میشود
    در ضمن هدف استاد روشن کردن افکار در مورد تبعیت نکردن از پدران است همانطوریکه به پیامبر اسلام هم گفتند چون پدران ما بت میپرستیدند ما هم بت میپرستیم
    نکته آخر اینکه شما اگر خیلی به کوروش و تاریخ ایران علاقه دارید بهتر است بدانید که خود کوروش تابع دین زردشتی ات بوده و اهورامزدا را میپرستیده است یعنی به نوعی خداپرست بوده است

  17. Mani Says:

    دوست جوانم كه نزديك كنكور هستی

    اولا برات آرزوی موفقيت در كنكور را دارم و اميدوارم دررشته مورد علاقه ات قبول بشی
    ممنون از اينكه نظراتتو بيان كردی. صدای استاد مطهری جعلی نيست دوست عزيزم. من هم مثل تو اين آقايون رو استاد و عالم ميدانستم ولی با كمی مطالعه ميشه فهميد كه چقدر انسانهای كثيفی هستند و تو جوون خوش قلب و پاك و هزاران جوون مثل تو كه منهم روزی جزوشون بودم فريب اينها را خورديم.
    درمورد تاريخ اسلام بهت پيشنهاد ميكنم اون مطلب » تاريخ سانسورنشده اسلام» را گوش بدهی . اين مطالب از روی كتابهای تاريخ طبری و كتابهای ديگر معتبر اسلامی بيان شده و بدون هيچ تحريفی زندگی پيامبر و شروع اسلام و … بيان شده. حتما گوشش كن

    من نميخواهم كسی را ناراحت كنم اصراری هم به درست بودن مطالبم ندارم. مهم اينه كه تو دوست خوبم داری در اين مورد تحقيق ميكنی و اين خيلی خوبه.

    سعيد جان
    عيد تو هم مبارك. خوشحالم كه تو و نويد با هم آشتی كردين. ما ميتونيم در عين اينكه با هم مخالف هستيم ولی‌همچنان با هم دوست باشيم.

    دوستانی كه كتاب بيشتری خواسته بودند چشم حتما سعی ميكنم كتابهای بيشتری را روی سايت قرار بدهم. من سعی‌كردم بهترينها و پرطرفدارترينها را گلچين كنم.

    نويد جان تو هم اين تعريفهات كه از من كردی از خوبی خودته. انقدر منو لوس نكن
    🙂

  18. na Says:

    «مگر اینکه باور داشته باشید که پریدن از روی آتش موجب دفع بیماری میشود»
    ————–
    اگر آخوند مطهري تازي پرست هم باور داشت که ما ايرانيان به اين باوريم که پريدن ازروي آتش بيماري را شفا ميدهد پس خود احمقترين فرد بود چون اين کار نقش سمبليک دارد مگر خود مسلمونها که به حج ميروند و مثل مجنونها هفت بار دور چهار تاتيکه سنگ که آنرا خانه الله مينامند ,ميگردند و سنگي را که شيطان مي نامند سنگسار ميکنند,اين احمقي نيست?..?اگر اين هم سمبل نيست پس وافعا احمقيد.
    ———————–
    اهورا مزدا مثل الله شما دکان کبابي راه نينداخته و کوروش مرد آزاده اي بود که به قومهاي ديگر زورگويي نميکرد و نه مثل تازيان با زور شمشير قومهاي ديگر را مجبور به مسلمان شدن و عربي حرف زدن نميکرد.اگر هم خدايي وجود داشته باشد بي يقين نام او اين الله ساديسم نيست.
    ——————–
    و اما در مورد تاریخ اسلام در قرون سوم تا هفتم هجری.اگر نگاهي به تقويم بيندازي خواهي فهميد که اکنون در قرن بيست و يکم ميلادي هسيتم و مي بينيم که الله پرستان از همه نظر عقب افتاده هستند.حال نگوييد تقصير استکبار جهانيست. حالا اگر دوست
    داريددر همان قرن هشتم حجري گير کنيد چون خرافاتتان به درد همان قرنها ميخورد.همين دانشمنداني که نام برديد ميدانستند آسمان به زمين دوخته نشده و کوهها ميخهاي ان نيستند.
    ——————
    «صدای استاد مطهری را هم گوش کردم»…..سخنان خميني بي سواد دجال را هم گوش کردي و خواندي?آن هم جعلي
    بود?

    اين است شعور اسلامي شما

    چه از نظر علم و چه از نظر تايخ و فلسفه.

  19. na Says:

    اينها سخنان نغز امامی است که روشنفکران ما، از جبهه ملی، فدائيان اکثريت و اقليت، نهضت آزادی، از کسانی که امروز مدعی هستند «ان قلابشان را دزديدند» با آغوش باز اين بی سواد را به امامی پذيرفته اند. مسلم بدانيد تمام گفته و نوشته های امامان شيعه هم در همين راستا است. به کسانی که خمينی را آوردند شادباش می گويم دستتان درد نکند، نمادی از علم و دانش، تاريخ و جغرافی، رياضيات و فلسفه را يکجا بغل کرديد و به کشور ما آورديد…
    ح-ک

    دانشگاه كجاست؟

    «ريشه تمام مصيبتهايي كه تاكنون براي بشر پيش آمده از دانشگاهها بوده است… همه مصيبتهايي كه در دنيا پيدا شده از متفكرين و متخصصين دانشگاهي است… اگر به اسلام علاقه داريد بدانيد كه خطر دانشگاه از خطر بمب خوشه اي بالاتر است»
    ديدار با اعضاي دفتر تحكيم وحدت حوزه و دانشگاه، 27 آذر 1359

    «ما هرچه ميكشيم از اين طبقه اي است كه ادعا ميكند دانشگاه رفته ايم و روشنفكريم و حقوقدانيم. هرچه ميكشيم از اينها است.»
    قم، 1 مرداد 1358

    فرار مغزها:

    «منافقين هي ميگويند مغزها دارند فرار ميكنند . به جهنم كه فرار ميكنند. اين دانشگاه رفته ها، اينها كه همه اش دم از علم و تمدن غرب ميزنند بگذاريد بروند. ما اين علم و دانش غرب را نميخواهيم. اگر شما هم ميدانيد كه اينجا جايتان نيست فرار كنيد. راهتان باز است.»
    جماران، 8 آبان 1358

    رياضي:

    «شما ياوه گويان با زندگاني معنوي و سعادت اجتماعي يك گروه انبوه صدها هزار ميليون نفري بازي ميكنيد.»
    كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 74

    * صد هزار ميليون ميشود صد ميليارد نفر، صدها هزار ميليون را خودتون حساب كنيد. جمعيت جهان چند نفره؟

    ميليونها ميليون سلاطين و بزرگان و فلاسفه در عالم آمدند.
    كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 176

    «اسلام ميليونها حكم دارد.»
    كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 55

    فلسفه:

    «فيثاغورث حكيم در زمان سليمان بود و حكمت را از او اخذ كرد.»
    كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 32

    * فيثاغورث در قرن پنجم پيش از ميلاد در يونان زندگي ميكرد و حضرت سليمان در قرن 10 قبل از ميلاد در اورشليم زندگي ميكرد. بين اين دو نفر پنج قرن اختلاف هست.

    «انبذقلس فيلسوف بزرگ در زمان داوود نبي بود و حكمت را از او و از لقمان حكيم اتخاذ كرد.»
    كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 33

    *انبذقلس – Empedocles – فيلسوف بزرگ يوناني در قرن پنجم پيش از ميلاد و حضرت داوود در قرن دهم پيش از ميلاد زندگي ميكردند.

    » از حكما و فلاسفه بزرگ ديگر اسكندر است»
    كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 35

    * انصافاً اين يكي درست بود. اسكندر مقدوني از فيلسوفان و حكيمان بزرگ تاريخه. اگه شك دارين برين تاريخ بخونين.

    تاريخ:

    «اين موضوع مربوط به امروز و ديروز نيست. دو هزار سال است كه آمريكا ما را استعمار كرده است»
    ديدار با دانشجويان خط امام پس از گروگانگيري اعضاي سفارت آمريكا، جماران، 19 آبان 1358

    پزشكي:

    «امروز بر دكترهاي كشور ثابت شده كه براي علاج ناخوشيهايي مثل تيفوس و تيفوئيد (حصبه) چاره اي جز عمل كردن به طبق دستورات يوناني نيست و علاجهاي اروپايي نميتوانند كاري به اينگونه مرضها بكنند»
    كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 280

    هنر:

    اوريانا فالاچي در مصاحبه با امام خميني (متن كامل سخنراني در كتاب مصاحبه با تاريخ نوشته فالاچي- البته اگه كتاب رو تو دست دوم فروشي ها پيدا كردين)

    سوال: شما موسيقي را عامل فساد و شهوتراني دانسته ايد. ولي آيا آثار موسيقي كساني چون باخ و موتسارت و بتهون و وردي را نيز با اين همه معنويت آنها عامل فساد ميدانيد؟

    امام خميني: من اينهايي را كه اسم برديد نميشناسم ولي اگر مارش جنگي ساخته باشند كارشان خوب است. در غير اينصورت كارشان قابل قبول نيست.

    سياست:

    «اسلام به كاخ كرملين هم كشيده شده، به كاخ سفيد هم كشيده شده. به آمريكاي لاتين هم رفته. به افريقا هم رفته، به مصر هم رفته. ملزم كرده است همه آنها را كه از اسلام اطاعت كنند.»
    ديدار با رئيس جمهور و مقامات كشور، جماران، 18 مرداد 1363

    * يكي از بركات جمهوري اسلامي اين بود كه مصريهاي كافر بالاخره مسلمان شدند. بقيه جاها هم مسلمان شدند.
    * و از اين تاريخ بود كه در قانون اساسي امريكا و شوروي و بقيه دنيا نوشته شد كه بايد قوانين بر اساس شريعت اسلام باشد.

    «يكي از راههاي ايجاد اختلاف در يك ملت وجود احزاب است… اساساً احزاب از اول براي اين درست شده اند كه مردم با هم متجمع نشوند. چون دولتها از اجتماع توده ها ميترسند احزاب سياسي را درست كرده اند.»

    * درستش هم همين است: هزاران سال دولتها ميخواستند حزب درست كنند و مردم نميگذاشتند تا اينكه دولتها بر عليه ملتهايشان انقلابهاي «مشروطه يا جمهوري» بر پا كردند و اين حزب ها را درست كردند.

    اسلام سياسي يا غير سياسي؟

    «روحاني نبايد كار ديگري غير از روحانيت يعني بسط توحيد و تقوي و پخش و تعليم قانون هاي آسماني و تهذيب اخلاق بپردازد»
    كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 208

    «اين را بدانيد كه تنها روحانيت ميتواند در اين مملكت كارها را از پيش ببرد. فكر نكنيد كه بخواهيد كنار بگذاريد روحانيت را»
    ديدار با نمايندگان مجلس، جماران 6 خرداد 1360

    صادرات انقلاب؟

    «ما بايد به هر قيمت شده باشد انقلاب خودمان را به تمام ممالك اسلامي و تمام جهان صادر كنيم.»
    پيام به ملت، 22 بهمن 1358

    «بايد در صدور انقلابمان به تمام جهان كوشش كنيم»
    پيام نوروزي به ملت، اول فروردين 1359

    كشورهاي جهان اعتراض كردند:

    «ما قصد صدور انقلاب اسلامي را نداريم. اينها حرفهاي دشمنان اسلام است»
    ديدار با مسئولان صدا و سيما، 16 مرداد 1361

    جاسوسي؟

    «هيچكس حق ندارد براي كشف جرم و گناه جاسوسي ديگران را بكند زيرا اين خلاف مقررات اسلام است.»
    ماده6 از فرمان8 ماده اي امام خميني به ملت، جماران، 1 مرداد 1361

    «دانش آموزان بايد با كمال دقت اعمال و كردار دبيران و معلمين خود را زير نظر بگيرند و اگر خداي نكرده در يكي از آنها انحرافي ببينند بلافاصله به مقامات مسئول گزارش نمايند… اين كار را به صورت مخفي انجام دهند»
    پيام به دانشجويان، دانش آموزان، استادان و دبيران، بازگشايي مدارس در سال تحصيلي 61-62 ، 1 مهر 1361

    حكم مواد مخدر؟

    «تعجب ميكنم كه اين دولت(شاه) چگونه فكر ميكند…در نظر دارند قاچاقچيان هروئين را اعدام كنند. اين موضوع نه تنها خلاف اسلام است. خلاف انسانيت هم هست»
    كتاب ولايت فقيه نوشته امام خميني، نجف 1355

    «اينهايي كه مواد مخدر ميفروشند شرعاً مستوجب اعدامند و بايد بدون هيچ تاخيري اعدام شوند. هيچ ترحمي هم در مورد آنها جايز نيست»
    30 ارديبهشت 1359

    بني صدر كي بود ؟

    «جناب آقاي بني صدر را همين مردم كوچه و بازار از پاريس آوردند اينجا و رئيس جمهور كردند، براي اينكه مردي مسلمان است، مومن است، خدمتگزار است»
    ديدار با استانداهاي كشور، جماران، 18 آذر 1359

    «اين آدم از اول ادعا ميكرد كه مسلمان است و براي اسلام كار ميكند و كذا. من هم از اول فهميدم دروغ ميگويد»
    ديدار با افسران و درجه داران، جماران، 3 شهريور 1360

    امام خیمنی در نوفل لوشاتو گفته :
    در ایران اسلامی علما خودشان حکومت نخواهند کرد و فقط ناظر و هادی امور خواهند بود. خود من نیز هیچ مقام رهبری نخواهم داشت و از همان ابتدا به حجره تدریس خود در قم برخواهم گشت.
    مصاحبه با خبرگزاری رویتر، نوفل لوشاتو، 5 آبان 1357

    در جمهوری اسلامی کمونیستها هم در بیان عقید خود آزاد خواهند بود.
    مصاحبه با سازمان عفو بین الملل، نوفل لوشاتو، 10 نوامبر 1978
    در جمهوری اسلامی زنان در همه چیز حقوقی کاملاً مساوی با مردان خواهند بود.
    مصاحبه با روزنامه گاردین، نوفل لوشاتو، 1 آبان 1357
    در حکومت اسلامی رادیو، تلوزیون، و مطبوعات مطلقاً آزاد خواهند بود و دولت حق نظارت بر آنها را نخواهد داشت.
    مصاحبه با روزنامه پیزا سره، نوفل لوشاتو، 2 نوامبر 1978
    در منطق اینها آزادی یعنی به زندان کشیدن مخالفان، سانسور مطبوعات و اداره دستگاههی تبلیغاتی. در این منطق تمدن و ترقی یعنی تبعیت تمام شریان های مملکت از فر هنگ و اقتصاد و ارتش و دستگاه های قانونگذاری و قضایی و اجرایی از یک مرکز واحد. ما همه اینها را از بین خواهیم برد.
    سخنرانی برای گروهی از دانشجویان یرانی در اروپا، نوفل لوشاتو، 8 آبان 1357
    ما همه مظاهر تمدن را با آغوش باز قبول داریم.
    سخنرانی برای گروهی از ایرانیان، نوفل لوشاتو، 19 مهر 1357
    برای همه اقلیت های مذهبی آزادی بطور کامل خواهد بود و هر کس خواهد توانست اظهار عقیده خودش را بکند.
    کنفرانس مطبوعاتی، نوفل لوشاتو، 9 نوامبر 1978
    نه رغبت شخصی من و نه وضع مزاجی من اجازه نمی دهند که بعد از سقوط رژیم فعلی شخصاً نقشی در اداره امور مملکت داشته باشم.
    مصاحبه با خبرگزاری اسوشیتد پرس، نوفل لوشاتو، 17 نوامبر 1975
    دولت اسلامی ما یک دولت دموکراتیک به معنی واقعی خواهد بود. من در داخل ین حکومت هیچ فعالیتی برای خودم نخواهم داشت.
    مصاحبه با تلوزیون NBC ، نوفل لوشاتو، 11 نوامبر 1978
    من نمی خواهم رهبر جمهوری اسلامی آینده باشم. نمی خواهم حکومت یا قدرت را بدست بگیرم.
    مصاحبه با تلوزیون اتریش، نوفل لوشاتو، 16 نوامبر 1978
    در جمهوری اسلامی زن ها آزاد خواهند بود. در تحصیل هم آزاد خواهند بود. در کارهای دیگر هم آزاد خواهند بود.
    مصاحبه با هفته نامه گاردین، نوفل لوشاتو16 نوامبر 1978
    پس از رفتن شاه من نه رییس جمهور خواهم شد، نه هیچ مقام رهبری دیگری را به عهده خواهم گرفت.
    مصاحبه

  20. na Says:

    در ضمن خطاب به دانشجويان آينده
    :
    ,بهتر است رشته اقتصاد نخوانيد چون همانطور که امامتان گفت, اقتصاد مال خر است.

  21. na Says:

    براي کساني که جديدا مدعي خواندن خاطرات خاندان پهلوي چاپ ح.اسلامي بودند.
    ———————-
    فرح پهلوی: کتاب خاطرات من در ایران ساختگی است
    http://www.radiofarda.com/Article/2008/04/28/f4_Farah_pahlavi_memoirs.html

    —————
    در اين جا بايد به هموطنانم يادآوری کنم که ظاهراً کتاب های زيادی به اسم من، مادرم، ملکه مادر و برادران شاه، در جمهوری اسلامی چاپ می شود که همه ساختگی است. بعد از اين که کتاب من در خارج به فارسی چاپ شد، در جمهوری اسلامی دو جلد کتاب به نام «دختر يتيم» به نوشته فرح پهلوی، چاپ کردند که ساختگی است.

    حتی کتاب «دخترم فرح» که به اسم مادرم چاپ شده نيز جعلی است و مادرم هرگز خاطراتی ننوشت. تازه در اين کتاب نوشتند ترجمه انگليسی، که مادرم هيچ گاه انگليسی صحبت نمی کرد.

    اسم خانمی هم که به عنوان مترجم نوشته اند اصلاً چنين مترجمی و چنين ناشری در انگليس وجود ندارد. من خواستم اين مسئله را هم وطنانم بدانند.

    از سخنان شما این طور بر می آید که ناگفته هايی وجود دارد که در نظر داريد در چارچوب کتاب های ديگری بازگو کنيد.

    اگر فرصت شود، می خواهم در مورد کارهايی که درايران می کردم بنويسم. تا در تاريخ بماند و بدانند که در آن زمان چه کارهايی برای گروه های مختلف اجتماعی، فرهنگی، ورزشی و کودکان انجام می شد. همان طور که گفتم اين نوشته، نظر خودم و جواب به کتاب هايی است که مطالب نادرست نوشتند. اميدوارم فرصت انجام اين کار را داشته باشم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: